اخبار

مصاحبه با کبری حافظی نویسنده ، پیام آور ایثار و همسر شهید همیشه زنده وطن سید نور خدا موسوی

مصاحبه با کبری حافظی نویسنده ، پیام آور ایثار و همسر شهید همیشه زنده وطن سید نور خدا موسوی
همه شیفته آقا سید نورخدا شده بودند ودل کندن از فضای معنوی اتاق سید نورخدا را سخت می‌دانستند همسرم ده سال لقب تنها شهید زنده وطن را داشتند که حضرت آقا این لقب را به همسرم دادند.

خلاصه ای از رزومه و پیشینه خود خصوصا در زمینه حضور در جبهه نبرد حق علیه باطل بفرمایید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. کبری حافظی همسر شهید همیشه زنده وطن شهید شاخص سال 1398 راهیان نور ستاد کل نیروهای مسلح و ناجا هستم وفرهنگی شاغل در آموزش و پرورش استان لرستان شهرستان خرم آباد. همسرم در 17 اسفند سال 1387 در منطقه لار سیستان و بلوچستان در نقطه صفر مرزی مجروح شدند وبه مدت 10 سال در کما بودند وافتخار داشتم که تمام ده سال را در منزل با افتخار از همسرم پرستاری کردم ودر حقیقیت خادم همسرم بودم. از ایشان دو فرزند به یادگار مانده سیده زهرا 18 ساله وسید محمد 17 ساله در برنامه ها وهمایشهای مختلف وفراوان کشوری همیشه حضور فعال داشت. عضو همسران شهدای شاخص کشور هستم در کنار بزرگانی همچون خانم دکتر مجتهد زاده. خانم دکتر نصیری نماینده ریاست جمهوری. خانم شهید همت. خانم شهید طهرانی مقدم. دارای نشان حضرت خدیجه هستم. به عنوان چهره ملی انتخاب شدم.عضو ستادابتارگران وراوبان بنیاد شهید کشور می‌باشم. در فضای مجازی و خبرگزاری‌ها فعالیت وسیع وگسترده دارم. افتخار میکنم خبرنگار حوزه ایثار و شهادت هستم. در ستاد اجرایی حضرت امام با تشکیل گروه جهادی شهید سید نورخدا موسوی در راستای مجروحیت زدایی وکمک مومنانه فعالیت میکنم. جز چهارده نفر هیئت منصفه مطبوعات قوه قضاییه استان لرستان هستم. دلنوشته های بسیار زیادی برای موضوعات مختلف در خبرگزاری‌ها وکانال ها وصفحه اینستاگرامی همسرم منتشر کردم. کتاب دلنوشته هایی برای بابای زهرا را گرد آوری کردم که خودم با دستان خودم تقدیم حضرت آقا کردم که تقدیرنامه موجود است. کمک کردم که کتاب خاطرات سید نورخدا نشر ومنتشر بشه. کتاب اصلی زندگی ما به نام او جان من است گرد آوری کردم که به زودی ویراستاری ومنتشر می‌شود. در حقیقت در این ده سال منزل ما به یک دانشگاه کوچک ایثار و شهادت تبدیل شده بود وزرای زیادی برای ملاقات همسرم به منزل ما آمدند. که همه شیفته آقا سید نورخدا شده بودند ودل کندن از فضای معنوی اتاق سید نورخدا را سخت می‌دانستند همسرم ده سال لقب تنها شهید زنده وطن را داشتند که حضرت آقا این لقب را به همسرم دادند. و.......عضو پیام آوران ایثار کشور می‌باشم _

با توجه به حضور داوطلبانه شما در جبهه چه عامل یا عواملی سبب شد پا به عرصه نویسندگی بگذارید؟از چگونگی علاقه تان به نویسندگی در حوزه دفاع مقدس توضیح بفرمایید.چه آثاری دیگری در زمینه نویسندگی و ادبیات دفاع مقدس دارید؟

من سنم به جبهه نمی‌رسد چون اون زمان کودک بودم بعد هم نوجوان که سن کمی داشتم ولی دوران بمباران را کاملا آزمون الهی میبینم . چون درآن زمان من با سن کمم. در پناهگاه‌های که میرفتیم برای رزمندگان دعا می‌خواندم. کتاب دعایی داشتم که خیلی دعاها را داشت در هنگام آژیر قرمز من به فکر جان خودم نبودم برای رزمندگان دعا میکردم با سن بسیار کمم درتشییع جنازه خیلی از شهیدان شرکت میکردم حتی یادم هست در تشیع جنازه شهید خلبان جاغروند گم شدم چون فقط کلاس دوم بودم. دلنوشته های بسیار زیادی برای موضوعات مختلف در خبرگزاری‌ها وکانال ها وصفحه اینستاگرامی همسرم منتشر کردم. کتاب دلنوشته هایی برای بابای زهرا را گرد آوری کردم که خودم با دستان خودم تقدیم حضرت آقا کردم که تقدیرنامه موجود است. کمک کردم که کتاب خاطرات سید نورخدا نشر ومنتشر بشه. کتاب اصلی زندگی ما به نام او جان من است گرد آوری کردم که به زودی ویراستاری ومنتشر می‌شود.

اولین اثر شما در زمینه دفاع مقدس کدام است و کدام اثر شما در این حوزه با استقبال زیادی از سوی مخاطبان مواجه شده است؟

کتاب دلنوشته هایی برای بابای زهرا را گرد آوری کردم که خودم با دستان خودم تقدیم حضرت آقا کردم که تقدیرنامه موجود است.

نظر شما در خصوص اهمیت پرداختن به زندگی و خاطرات زنان در دفاع مقدس چیست؟

و نظر خودم این است ما مدیون شهدا هستیم واگر برای معرفیشان کم کاری کنیم آن دنیا باید جوابگو باشیم

انتظار شما از دستگاه های فرهنگی، در راستای ترویج فرهنگ ایثار و شهادت چیست؟

من فکر میکنم روابط عمومی ها در ادرات هر کدام می‌توانند یک بنیاد شهید باشن واگر هر روابط عمومی بکوشد که شهیدی را به همکاران معرفی کند ما توانسته ایم گام بزرگی برای معرفی شهدا برداشته ایم.

امسال مصادف است با بزرگداشت چهلمین سالگرد دفاع مقدس، نظر شما در این خصوص چیست؟

شهدا شمع محفل بشریت هستند با بزرگداشتها. یادواره ها. کنگره ها می‌توانیم در معرفی این عزیزان موفق باشیم

اگر خاطره یا تصاویر خاصی در این زمینه دارید بفرمایید؟

من تصمیم گرفته ام تا لحظه ای که توان دارم نگذارم سید نورخدا موسوی ودیگر همرزمان شهیدش گمنام بمانند.

  پرستاری من همزمان شد با ورود فضای مجازی واینترنت و پیام رسانهای مختلف و حضرت آقا هم نام شهید زنده را بر او گذاشتن این بود که شخصیت‌های مهم کشوری و لشگری فراواني به منزل ما می‌آمدند واز طریق رسانه ملی وخبر گزارها اطلاع رسانی میشد این بود که خیلی زود من معرفی شدم وبا توجه به اینکه خودم هم کانال وگروه زده بودم وبه معرفی آقا سید نورخدا و شهدا می‌پرداختم وجز پیام آوران حوزه ایثار وشهادت کشور بودم و در همایش‌های مهم کشوری و استانی از فرهنگ ایثار وشهادت صحبت می‌کردم ومردم قدردان کشورم روز به روز بیشتر با من وشهید زنده آشنا می‌شدند وبعد همایش‌هایی که در قالب یاد واره شهدا برای آقا سید نورخدا گرفته شد بیشتر با تلاش خودم بود. من در کنار همسران شهدای شاخصی چون شهید احمد موسوی از یاران شهید احمد متوسلیان خانم دکتر مجتهد زاده در آثار حفظ و نشر دفاع مقدس وهمسر شهید طهرانی مقدم. همسر شهید همت وهمسر شهید مغنیه وحاج خانم مرحوم دباغ نشان حضرت خدیجه گرفتم و در جلسات این عزیزان شرکت کردم. چندین سال به عنوان پرستار نمونه کشوری انتخاب شدم

۱۱ مرداد ۱۳۹۹ ۰۹:۰۳

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید